تبليغاتX
رسم زندگي

رسم زندگي

حرف دل کسی که بین آدمها زندگی می کنه

نگاه کن به درخت

هزار شاخه ، چو آغوش-باز کرده به شوق-

که آسمان را ، مانند جان به بر گیرد.

ولی دریغ که ابراز عشق را ، با او

به صد هزار زبانش که هست، نتواند.

خموش می ماند.

نگاه کن به پرنده ، که با هزار سرود

به روی شاخه ، لب بام،

با هزار سرود

برای دوست

برای آنکه نگاهش به اوست میخواند.

به رودِ مست نگه کن که عاشق دریاست

به شوق آن که کند راز خود به او ابراز

به عشق آن که به آن بیکران بپیوندد

چگونه نعره زنان ، مست ، پیش می راند.

به من نگاه کن ای جان ، چگونه ، در همه حال

صبورتر ز درخت

گشوده دست به سویت ، ز عشق سرشارم

پرنده وار به هر جا، به صد هزار سرود

ترانه خوان توام ، با تو گرفتارم

به سوی کوی تو ، دریای من! روان چون رود

نفس زنان در آرزوی دیدارم

+نوشته شده در 87/07/30ساعت15:24توسط زهرا | |

+نوشته شده در 87/07/13ساعت17:57توسط زهرا | |

+نوشته شده در 87/07/13ساعت17:53توسط زهرا | |