|
چقدر پاک و عزیزه ای کاش ما آدم بزرگها هم این طوری بودیم
كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت
همان خدایی که آدم را بخشید... هّمان خدایی که اسماعیل را به ابراهیم بخشید همان خدایی که موسی را از رود گرفت همان خدایی که عیسی را یاری کرد... همان خدا تو را نیز کفایت می کند.....تو را نیز یاری می کند....پس آرام باش..
یک سال دیگه با تمام خاطرات و تجربه هایش را سپری کردیم و دوباره پذیرای سالی دیگر با تمام اتفاقات و امیدهایش شدیم . یک سال دیگر از عمرم را گذراندم چه سال جالب اما عجیبی بود سالی پر از عشق و نفرت و خنده و گریه سالی سرشار از محبت و اضطراب و شادی سالی که برای من به سختی گذشت اما زیبا بود به قدری زیبا بود که بقیه سال های ندگی من در برابر آن هیچ اند.این سال به من امید را آموخت عشق و محبت را به من یاد داد و نشانم داد که در تمام لحظات خداوند با من است حتی لحظاتی که دیگر از خداوند هم قطع امید کرده ام همان لحظه به من گفت که دست تو در دست خداوند است و او تو را در مسیر زندگی یاری میدهد به من یاد آوری کردکه چقدر انسانها رو دوست دارم و متقابلا چقدر آنها مرا دوست دارند به من تاکید کرد که زود قضاوت نکنم و یادم داد که به ظاهر نباید توجهی کرد و اصل انسان باطن است که باطن همه انسانها زیبا و پاک هست به من گفت زندگی چیزیست که خودم آن را میسازم و باید قلبم مهربان باشد تا زندگی را درک کنم به من گفت باید باید قلبت آنقدر بزرگ باشد تا همه جهان در آن جا شوند وگرنه زندگی برای من جهنمی خواهد شد من در این سال صبر و دلتنگی را تجربه کردم و آموختم که برای زندگی باید نیمه پر لیوان را ببینم من خوب این درسها را فرا گرفتم اما امید دارم تا در سالی که پیش رو دارم خوب هم بتوانم امتحانم را بدهم عیدتون مبارک
|
About![]()
ازتنگنای محبس تاریکی
Home
|