|
معلم پای تخته داد می زد پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
اگر بر هوا پری مگسی باشی و اگر بر روی آب روی خسی باشی دلی بدست آر تا کسی باشی!
تو می دانی؟ چه میدانی؟ که انسان بودن وماندن چه سخت است وچه زجری می کشد آن کس که انسان است واز احساس سرشار
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد!
از این ور شب تا پل ستاره کی می دونه که کی خوابه کی بیداره یکی دلش می خواد بخنده خورشید یکی دلش می خواد بارون بباره یکی داره پنجررو میبنده یکی درو وا مکنه دوباره خنده وشادی و اشک و غم توی دل همه ، پا میذاره سهم ما اینه شاید، زیاد و کم یک سبد لبخند ، یک لحظه غم یکی داره پولاشو روهم میذاره یکی داره بدهی هاشو می شماره یکی شبا خوابای رنگی میبینه سرشو که روی بالشت میذاره سهم این یکی کابوسه صاحبخونه ، بدهی ، اجاره فقیرو پولدارهردلی واسه خودش هزارتا غصه داره همسفر هستیم با هم تو این مسیر مثل بارون شو تو این کویر بی تو این جاده می رسه به نا کجا تکیه گاهم باش توای خدا، ای خدا
آی آدمها
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد وخندانید! یک نفر در آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند وتیره وسنگین که می دانید. آن زمان که مست هستیداز خیال دست یابیدن به دشمن آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوان را تا توانایی بهتر راپدید آرید آن زمان که تنگ می بندید بر کمرهاتان کمربند درچه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب داردمی کند بیهوده جان قربان! آی آدمها که بر ساحل بساط دل گشا دارید! نان به سفره جامه تان بر تن یک نفر در آب می خواندشمارا. موج سنگین را به دست خسته می کوبد باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده را سایه هاتان راز راه دور دیده آب را بلعیده در گود کبودوهرزمان بی تابیش افزون می کند زین آبها بیرون گاه سر.گه پا. آی آدمها! او زراه دوراین کهنه جهان را باز می پاید میزندفریاد و امیدکمک دارد آی آدمهاکه روی ساحل آرام در کار تماشایید! موج می کوبد به روی ساحل خاموش پخش می گرددچنان مستی به جای افتاده.پس مدهوش . می رود نعره زنان.وین بانگ باز از دور می آید: آی آدمها.... در صدای باد بانگ او رهاتر از میان آبهای دور و نزدیک باز در گوش این نداها: ((آی آدمها))...
وقتي زندگي مي تونه اين همه زيبا باشه.... وقتي دنيا اين همه زيبايي براي هديه كردن به من داره....حيف نيست فقط زشتي ها و بدي ها رو ببينم؟
زيبا نيست؟
در پشت تصویر سرد آدمکها و در غرور شیشه ای نگا هاشان هزاران بار می میرم اما خوب می دانم که باید غرق در خیال بی خیالی شوم! |
About![]()
ازتنگنای محبس تاریکی
Home
|